تبلیغات
انتفاضه اقتصادی - طرح جبهه فرهنگی

انتفاضه اقتصادی

"ما با اسرائیل وارد جنگ می شویم؛ هر کس با ماست، بسم الله. هر کس با ما نیست، خداحافظ! "

هوالاول

نوشتاری که پیش رو دارید،در پی آن است که پس از طرح و تبیین  یکی از مشکلات اصلی بسیجیان دانشجو،طرحی برای سروسامان دادن به جبهه فرهنگی تشکیلات بسیج دانشجویی را ارئه دهد،البته مطلب جدید نیست و بدیهی بود و فقط نیاز به انسجام و تدوین داشت؛

درواقع در پی یافتن پاسخی به این پرسش است که:

تقسیم کار و تعاملات اعضای بسیج دانشجویی کشور چگونه باشد،تا بتوانیم مطالبات  آقا را به نحو شایسته تری از جهت کیفی وکمی دنبال کنیم؟

وقتی می گوییم دانشجوی بسیجی،فردی مد نظر ماست که علاوه بر اینکه یک دانشجوست وباید درس بخواند و از چهره های ممتاز علمی باشد،در قبال مسائل امروز و فردای جامعه اسلامی هم احساس مسئولیت می کند.او باید پرچم دار آرمان خواهی وحافظ ارزش های نظام اسلامی بوده و در عین حال از لحاظ آمادگی جسمانی هم در حد مطلوبی باشد.یک جوان ورزشکار وقوی!والبته بدون شک، همه این ها بدون درون مایه الهی و اهتمام به تقوا و خود سازی برای بسیجی بودن ناکافی است.

اما امروز وضعیت ما بسیجیان دانشجو در صحنه انجام رسالت هایمان چگونه است؟

وقتی درباره مسائل مختلف امت اسلامی می اندیشیم، با حجم عظیمی از تکالیف مواجه می شویم:

چطور باید به مسئله فلسطین به عنوان کلید رمزآلود حل مسائل دنیای اسلام بپردازیم؟چگونه نقش خود را در مسیر تحقق  اهداف دهه پیشرفت وعدالت ایفا کنیم؟چگونه سلمان رشدی ملعون رابه درک واصل کنیم؟با حملاتی که علیه خانواده وزنان طراحی می شود چگونه مقابله کنیم؟مسئله اصلاح الگوی مصرف را چطور پی گیری کنیم؟چطور می توانیم مقابله با انحراف از ارزش ها را در رسانه ملی تعقیب کنیم؟و هزاران مسئله دیگر...

سوال اساسی ای که پس از اینها از خود می پرسیم این است که آیا باید در همه این حیطه ها انجام وظیفه کنیم؟

و اساسا می توانیم در همه عرصه های اجتماعی وارد شویم و حرفی برای گفتن داشته باشیم؟!

خب اگر بخواهیم دانشجویان را از نظر نوع مواجهه با دو سوال پایانی دسته بندی کنیم  دو گروه خواهیم داشت؛

1-عده ای که معتقدند باید خودشان برای همه این مشکلات کاری بکنند و این شدنی است.

2-عده ای که به دلایلی که در ادامه اشاره می شود، روی برخی از مشکلات متمرکز می شوند.

برای افرادی که در گروه اول قرار می گیرند، چند وضعیت قابل فرض است:

الف-فرد در زمینه ی همه ی مطالبات آقا از  بسیجیان دانشجو، به سطحی از  مهارت های عملی و نظری دست پیدا می کند که او را قادر می سازد نقش آفرینی مثبتی  در عرصه جامعه داشته باشد علاوه بر اینکه از نظر تحصیلی هم دانشجوی موفقی است و اهل ورزش است.

(مقصودمان از چند عبارت را روشن تر بیان می کنیم؛مهارت های نظری یعنی، دانش و اطلاعات مورد نیاز برای انجام وظیفه ،هر آنچه که فرد را مجهز به قدرت شناسایی،درک وتحلیل  مسئله می کند. ومهارت های عملی یعنی، توان فنی و ابزاری ای که فرد  در مسیر رسیدن به اهداف به آن ها نیاز دارد،راه اندازی سایت و نوشتن وبلاگ و آشنایی با زبان خارجی و هنر و...

نقش آفرینی مثبت هم بدین معناست که فرد علاوه بر اینکه قادر است مسائل را تحلیل کند می تواند برای حل آن راهکار ارائه دهد،مطالبات مستدل و منطقی از مسئولان داشته باشد و جهت اصلاح یا مقابله با رخداد  مجدد مسائل جریان ساز باشد.)

ب-فرد اگرچه در زمینه  مطالبات اجتماعی آقا از بسیجیان با کسب مهارت های نظری و عملی مورد نیاز، موفق به نقش آفرینی مثبتی شده اما از نظر علمی و تحصیلی، از  دانشجویان متوسط یا ضعیف محسوب می شود وهمین نقطه ضعف،دیر یا زود منجر به حذف وی از جریان فعالین دانشجویی می شود.

ج-دانشجویانی که می شود گفت همه کاره و هیچ کاره اند:در بسیاری از زمینه ها اطلاعات دارند و از برخی مهارت های عملی هم برخوردارهستند اما هیچ کدام از اینها به عمقی نرسیده که منشا نقش آفرینی مثبت شود!

2-افرادی هم که در گروه دوم  قرار می گیرند،چند وضعیت برایشان قابل فرض است؛

الف-فرد برخی از  مطالبات آقا را بر حسب تخصص و توانمندی خویش  بر می گزیند و موفق به نقش آفرینی مثبت  در زمینه آن ها  می شود.علاوه بر اینکه از نظر تحصیلی هم موفق است.اما این دغدغه و نگرانی برای او وجود دارد که به عنوان مثال اگر از فهرست ده تایی مطالبات آقا، او شماره های 1-4 را انتخاب کرده و دیگران هم همین ها را انتخاب کرده اند، تکلیف 6 اولویت بعدی چه می شود؟

ب-عده ای نه بر اساس توانمندی و تخصص خود بلکه  با توجه به حس تکلیف  و ضرورت، چند موضوع  از مطالبات مقام معظم رهبری را انتخاب کرده  بر روی آن ها تمرکز می کنند چراکه فکر می کنند این موارد بیش از سایر گزینه ها  مورد تاکید ایشان واقع شده و مهم تر است.لذا چون غالبا با صرف زمان و انرژی زیاد در خارج از حوزه تخصصی خود فعالیت می کنند معمولا از تکالیف تحصیلی خویش باز می مانند.

ج-دسته ی سوم هم کسانی هستند که معتقدند نباید هیچ یک از مطالبات مقام معظم رهبری از "جوان دانشجوی بسیجی" را از دستور کار خارج کرده یا مسکوت گذاشت.از سویی چون در فرصت کوتاه دوره دانشجویی هیچ کس به تنهایی نمی تواند از عهده پاسخ گویی به تمام آن ها بر آید،باید بر اساس تخصص و گرایش و لحاظ کردن سایر شرایط دخیل در انجام یک کار به بهترین نحو، تقسیم کار نموده، جبهه فرهنگی تشکیلات بسیج دانشجویی را مهندسی کرد.

لذا ما تصمیم گرفتیم که پیش از شروع مهندسی از صاحب نظران و فعالین در حوزه مسائل فرهنگی و تشکیلاتی بخواهیم که ما را از نظرات، انتقادات و پیشنهادات خویش بهره مند کنند.

مراحل اجرایی طرح؛

1-در فاز اول ضمن توجه دادن دانشجویان  به ضرورت کار سازمانی به معنای حقیقی از آنان می خواهیم که با بازخوانی اندیشه های امام خمینی و مقام معظم رهبری، فهرستی از مطالبات آنان را را از دانشجوی بسیجی بر اساس درجه اهمیت تا  مهلت مشخصی تهیه کنند.این مرحله به خودی خود منجر به تربیت فکری اعضا و آشنایی آنان با رسالت های اصلی شان  می شود.

2-در فاز دوم نمایندگانی از دانشجویان در کنار یکدیگر جمع می شوند تا با کمک اساتید و کارکنان روی فهرست واحدی از اولویت ها به  توافق برسند.در واقع فرماندهان و افسران جنگ نرم چشم انداز را تدوین می کنند.

3-در مهم ترین مرحله دانشجویان بسیجی،مطالبات آقا را به منظور مشخص کردن متولی خاص برای پیگیری آن ها دسته بندی می کنند.کدام دسته از اوامر ایشان متوجه فرد فرد اعضاست و کدام یک مثل واجب کفایی است که با پرداختن عده ای به آن تکلیف از بقیه ساقط می شود؟

از بین آن هایی که متولی خاص می طلبد، کار را به چه گروهی و براساس چه مولفههاییبسپاریم؟دانشجویان یک رشته یا چند رشته مرتبط یا دانشجویان  یک دانشگاه یا شهر یا...؟

مثلا دانشجویان رشته های فنی را به سمت یافتن راهکار هایی  برای اجرای سیاست های اصلاح الگوی مصرف سوق دهیم و دانشجویان رشته علوم تربیتی و شاخه های مرتبط با آن را به فعالیت های علمی-ارزشی پیرامون نظام آموزشی کشور هدایت کنیم و به همین ترتیب...

4-در مرحله بعد مهارت های نظری و عملی عمومی  که پیش نیاز فعالیت های اعضا هستند تعیین کنیم.اگر قرار باشد یک بسیجی فقط 5کتاب بخواند آن کتاب ها چه کتاب هایی هستند؟قانون اساسی،وصیت نامه امام،جلد21صحیفه؟با چه ابزارهایی ضروری است که آشنا باشد؟ایمیل زدن،وبلاگ نوشتن؟چه مهارت هایی؟

5-به همه کارگروه ها زمان مشخصی داده شود مثلا یک مدت2ساله تا برنامه و نقشه حرکت مخصوص خود را  طراحی کنند وفعالیت هایشان را آغاز کنند.

6-گروه ها ملزم باشند تا هرچند وقت یک بار  گزارش کار خود را  به سایرین ارائه کنند تا هم نظارت عمومی  بر فعالیت هایشان  وجود داشته باشد هم پرداختن عده ای به یک موضوع منجر به عدم آشنایی کامل دیگران  با آن موضوع نشود.

خب طبیعتا  این طرح لوازم اجرایی دیگری هم دارد که باید لحاظ شود؛به عنوان مثال عده ای باید به عنوان شورای مرکزی ضمن این که جایگاه مجموعه را در پازل دهه پیشرفت و عدالت رصد می کنند،برای اصلاح کاستی ها و اعمال روش های جدید تصمیم گیری کنند.

برخی مزایای طرح:

·                              جلوگیری از  رخداد حرکت های مقطعی،موازی و پراکنده در مجموعه

·                              ایجاد مرجع های تخصصی برای پیگیری امور که این امر دانشجویان و اساتید را با توجه به تخصص و علایقشان در یک مرکز گرد می آورد.

·                              جلوگیری از مغفول ماندن برخی عرصه ها از نظر دانشجویان بسیجی

·                              ایجاد حلقه های واسطی بین تحصیلات دانشجویان وفضای اجتماعی کشور

·                              تربیت شبکه ای از نیرو های مجرب برای برعهده گرفتن نقش ها در آینده

·                              ...

پاسخ به برحی اشکالاتی که دوستان به طرح وارد کردند:

-اشکال:نیازها و سلیقه ها و سطح توانمندی ها متفاوت است و نمیتوانید مجموعه ای را مجبور کنید که شما روی این موضوع کار کنید. اصلا این ظلم به مجموعه هاست و هرمجموعه ای حق دارد با توجه به توانمندی افراد خودش و دغدغه ها و علایقش دست به اولویت بندی بزند و شما نباید خلاقیت و جریان سیال ذهن او را محدود کنید و اگر دو مجموعه همزمان روی اصلاح الگوی مصرف کار کنند اشکالی ندارد و این اسمش کار موازی نیست چون ممکن است نتایج متفاوت و متعددی بگیرند و به هرحال در پی کسب تجربه هستند.

-توضیح:پس از این که انشاالله مطالبات آقا از دانشجویان در قالب یک برنامه زمان بندی شده به وسیله نمایندگان دانشجویان تدوین شد وچشم انداز کار آماده شد،ما فقط در مرحله ا مشخص کردن مراکز پیگیری مطالبات ایشان،مولفه هایی را لحاظ کرده از بالا به پایین اعمال سیاست می کنیم؛ملاک هایی از قبیل فرض بفرمایید،رشته تحصیلی،شرایط دانشکده،تجربیات قبلی،علایق وگرایش های غالب،دسترسی به اساتید اهل فن و...

 همین که انشالله پایگاه ها(بخوانید:بانک های انباشت دانش و تجربه و مستندسازی اقدامات و برنامه ها)ایجاد شد،دیگر الزامی وجود ندارد که من  نوعی که دانشجوی رشته علوم تربیتی هستم، الا و لابد در حوزه مسائل آموزشی کار بکنم و لاغیر!بلکه فقط بستری مهیا می شود که اگر خواستم این حیطه را انتخاب کنم،با مراجعه به این پایگاه روی  نقطه صفر نباشم.البته می شود دانشجویان را به سمت مسائل مرتبط با رشته هایشان هدایت کرد و یا ایده های پژوهشی علمی-اجتماعی به آنها پیشنهاد کرد اما این اصلا به معنی اجبار نیست.

-توضیح: هدفی که این طرح آن را تعقیب می کند این است که ما در این برهه زمانی تعریفمان از مجموعه را قدری توسعه دهیم و به جای اعضای یک دانشگاه کل اعضای بسیج دانشجویی و سایر تشکلها را همرزمان خویش بدانیم.حالا ممکن است تعدادی از همگروهی های ما از هم دانشگاهی هایمان باشند،یا نباشند.

وقتی می گوییم ،علایق و توانمندی مجموعه، لابد منظورمان شخصیت حقوقی مجموعه نیست و این افراد حقیقی هستند که ویژگی های مجموعه را شکل می دهند.

خب در سطح کلان هم،همین افراد ایفای نقش می کنند و قرار نیست چیزی مانع  حرکت در جهت علایق و پویایی آن ها بشود،بلکه به عکس احتمالا به برهم افزایی و رشد افراد هم منجر خواهد شد.

به عنوان نمونه عرض کنم،یکی از دوستان هم رشته ای ما علاقه بسیاری به هنرهای نمایشی دارد،اما از آنجا که دانشگاهمان جمعیت زیادی ندارد،(حدودا500دانشجو)افرادی که به لحاظ روحیه و فکر مشابه ایشان باشند،به ندرت پیدا می شوند.کار نمایشی هم به گونه ای  نیست که  بشود یک تنه فضایی برای بروز و ظهور آن فراهم کرد.لذا تنها کاری که توانستیم برایشان بکنیم،این بود که تنور انگیزه هایش را گرم نگه داریم و با استناد به بیانات آقا ضرورت  ونیاز پرداختن به چنین مقوله هنری را پیش چشمش ترسیم کنیم!

خب بهتر بود که ایشان را به افرادی از سنخ خودش در سایر دانشگاه ها مرتبط کنیم تا فضایی برای تعامل و استفاده از تجارب دیگرانی که حرقش را بهتر می فهمند،فراهم کنیم.

در جریان این تعامل احتمالا دانشجویان به یکدیگر اساتید یا اصول حرفه ای را معرفی کنند و یا از اخبار و اطلاعات جدید خود سایرین را با خبر سازند و...

می بینید که ما از حیث تئوری اصراری نداریم که چون این فرد علوم تربیتی می خواند حتما در این حوزه کاربکند!

خب در مورد تجربه اندوزی هم مسئله بسیار مهم این است که مگر ما در دوران دانشجویی فقط قرار است، توانمندی های فردی را تجربه کنیم؟مگر کار جمعی کردن و تعاملات گسترده تر از سطح یک مجموعه  کوچک داشتن،  تجربه کردن نمی خواهد؟چرا اکثر مسئولان امروز کشور ما در این زمینه این قدر ضعف دارند؟ما که نمی خواهیم راه آنان را برویم!

- اشکال!: کلا نگاه شما مشکل دارد و آن اینکه فکر میکنید همه مطالبات آقا از دانشجویان است و شما برخی را برای همه واجب میدانید و برخی را واجب کفایی میدانید! خیر چنین نیست و اصلا سیاست های اصلاح الگوی مصرف و اصلاح نظام آموزشی کشور و ...  وظیفه ما نیست!

ما نه اقتصاد دانیم که بخواهیم روی مسائل اقتصادی نظر دهیم نه کارشناس فرهنگی هستیم که بخواهیم روی مباحث فرهنگی کار کارشناسی انجام دهیم؛ ما نه مخترع و مکتشف هستیم که بخواهیم نیازهای مهندسی مملکت را حل کنیم و به خودکفایی برسیم و کلا از یک دانشجوی لیسانس انتظار نظریه پردازی هم نداشته باشید. آقا چند هفته قبل در جمع سینماگران در مورد ادبیات نمایشی حرف زد؛ آیا این بدان معنی است که بسیج فلان دانشکده دوربین بردارد و برود فیلم نمایشی ارزشی بسازد؟ خیر چنین نیست.

شما باید روی مطالبات آقا از دانشجویان متمرکز شوید که داشتن بصیرت و تحلیل سیاسی، اهل فکر و مطالعه زیاد بودن، آرمانخواهی و عدالت طلبی، داشتن صفات جهادی، درس خوان بودن، اخلاق و انس با معارف دینی، اجتهاد در افکار امام خمینی و ... و البته مطالبه گری از مسئولین است.

ممکن است ما درآینده هرکدام در یک بحث کارشناس شویم یا ممکن است پایان نامه های لیسانس و فوق لیسانسمان را در موضوعی مثل اصلاح الگوی مصرف قرار دهیم اما به طورکلی در حال حاضر وظیفه ما اینها نیست بلکه ما وظیفه آموزش اعضایمان، کادرسازی و پرورش نیروهای کیفی برای نظام و انقلاب را داریم.

 

-توضیح:باید بگویم که  یقینا این طور نیست که همه مطالبات ایشان متوجه قشر دانشجو باشد!بنده مجددا متن طرح را مطالعه کردم تا ببینم که نارسایی کدام قسمت نوشته منجر چنین برداشتی از متن شده است؟! واحساس کردم شاید  مثال هایی که در بند سوم مراحل اجرایی، طرح کرده ام،دلیلش بوده است.توضیحاتی که در این زمینه لازم می آید این است که اولا با دقت  بیشتردر بند اول که صراحتا عرض کرده بودم:

فهرستی از مطالبات آنان را از دانشجوی بسیجی بر اساس درجه اهمیت تا  مهلت مشخصی تهیه کنند

این شبهه ایجاد نمی شد وثانیا  همانطور که مستحضرید،گاهی اوقات مطالبات آقا از آن حیث که دانشجو هستیم متوجه ماست،گاهی از آن جهت که می فرمایند جوان باید چه و نباید چه...گاهی از آن جهت که بسیجی هستیم وگاهی از آن جهت که ایرانی یا مسلمان هستیم.براین اساس در همان مثال اصلاح الگوی مصرف وقتی که آقا سالی را به این عنوان نام گذاری می کنند معنایش این است که همه اقشار جامعه عموما و دانشجویانی که پرچمدار آرمان خواهی هستند،خصوصا باید قدم در این عرصه بگذارند!

اما در مورد اینکه گفتم:

دانشجویان رشته های فنی را به سمت یافتن راهکار هایی  برای اجرای سیاست های اصلاح الگوی مصرف سوق دهیم،

از سویی یافتن راهکار هایی برای اجرا بدین معنی نیست که فرد خودش مخترع و کاشف و نخبه باشد،بلکه همان مطالبه گری مسئولانه و مجدانه از دست اندرکاران امر،خودش نوعی راهکار اجرایی است.(هرچند اگر به معنی مخترع و کاشف شدن خود جوان دانشجوی ایرانی بود هم اشکالی نداشت،چراکه  باتوجه به بهره هوشی ایرانی ها که  حضرت آقا هم به آن اذعان دارند و خلاقیت هایی که  در جشنواده خوارزمی از جوان دانشجو می  بینیم،اگر واقعا بخواهیم،به عنایت الهی می توانیم.

از سوی دیگر مگر ما چند درصد دانش مورد نیازمان را از طریق آموزش رسمی دریافت می کنیم که انتظارمان را بر مبنای مدارج تحصیلی تعریف کنیم؟این اساتیدی که مباحث را در حد یک جزوه تنزل می دهند و یا  از سؤالات مشخصی،امتحان "اپن بوک" می گیرند،قرار است عالم تحویل جامعه بدهند؟

بسیاری از کسانی که در حوزه خود موفق بوده اند،افرادی هستند که  به دلیل انگیزه هایشان دنبال مطالعات جانبی و فرا تکلیفی رفته اند!خب اگر ما بتوانیم با هدایت هدفمند افراد به مسائل موجود،نیازها را برایشان ملموس کنیم،این نیازمندی احتمالا  انگیزه  فرد را برای کسب تخصص بیشتر و کار و همت مضاعف بیشتر خواهد کرد!انشاالله!

خب در مورد مطالبه هم که همینطوری نمی شود همه از همه بخش ها مطالبه   داشته باشند،همین مطالبه گری یک سری اطلاعات اولیه نیاز دارد که اصلا فرد بداند جریان چیست و چه چیزی را از چه کسی بخواهد،خب این هم با تقسیم کار بهتر صورت می گیرد.یک عده تحقیقا ت اولیه را انجام می دهند وبعد لب مطلب را در اختیار سایرین قرار می دهند تا مسئله  به صورت یک خواست جمعی مطرح شود تا سایر اقشار جامعه  هم در جریان قراربگیرند.

-اشکال:اینکه نیرویی در خلال فعالیت ها ساخته شود از همه چیز مهم تر است حتی از خود آن کار!

-توضیح:خب  دراین مسئله هیچ تردیدی وجود ندارد،اما سوال اینجاست که بین کار هدفمندی که منجر به تربیت نیرو شود وکار غیرضروری ای که فرد را در دامن خود بپروراند،کدام یک ترجیح دارد؟

معضلی که به اعتقاد بنده در بسیج دانشجویی وجود دارد این است که به عنوان مثال اعضای اکثر حوزه ها می خواهند با برگزاری اردوی راهیان نور ساخته شوند،یا با یادواره شهدا تجربه اندوزی کنند،یا می پندارند که تجمع بهترین عرصه برای بروز توانمندی سیاسی شان است و...

اگر هم روزی مسائلی غیر از موضوعات تکراری در کانون توجه قرار گیرد،احتمالا ناشی از اتفاقات خاصی است که در آن برهه زمانی رخ می دهد.به عنوان نمونه سال87 که متاسفانه فجایع غزه به اوج رسید موجی در تشکل های دانشجویی شکل گرفت که خیلی زود هم آرام شد.نشریات دانشجویی آن روزها را که نگاه می کردم،می دیدم که اکثر تشکل ها یا در قالب ویژه نامه کار کرده  یا تک شماره منتشر کرده بودند ویا خیلی اگر پیگیر بوده اند به شماره چهارم رسانده اند!!!

خب انبوه این تک شماره ها چه حاصلی دارد؟ حتی به نظرم می رسد که ضررش بیشتر از فایده اش باشد،چراکه به اعضا توهم قیام دست میدهد وبعضا احساس می کنند که بله بالاخره ما هم خیلی زحمت کشیدیم که ویژه نامه ای به این خوش آب ورنگی را منتشر کردیم!

گاهی اوقات احساس می کنم که شده ایم مصداق این آیات سوره مبارکه کهف:

قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالا(103)الذین ضل سعیهم فی الحیات دنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا(104)اولئک الذین کفرو بایات ربهم و لقائه فحبطت اعمالهم فلا نقیم لهم یوم القیامت وزنا(105)

حبط عملمان که کاملا مشهود است!تازه این در مورد مسئله فلسطینی بود که آقا می فرمایند:کلید رمز آلود حل مسائل دنیای اسلام است! سایر مطالبات آقا چقدر تعقیب می شود که ناگفته پیداست!

آیا نباید دانشجویان نیروهایشان را مدیریت بکنند تااز شر این اقدامات مقطعی و موازی در امان بمانیم؟

مقام معظم رهبری:

"اگر بخواهیم از لحاظ تشکیلاتی این کار سامان بگیرد وکار اجرایی دسته جمعی انجام شود،جز با همدلی و همکاری در سطوح بالا امکان ندارد.یعنی اگر دو نفر آدم صالح که به خودی خود،((من حیث هو هو)) صالحند،اما ((هما معا)) آنها اشکال پیدا کند ونتوانند با همدیگر همکاری و معیت داشته باشند،اینها هرچند هم صالح باشند،نمی توانند کار راه ببرند."

 

امیدواریم که با نظرات خود یاری گر ما باشید...

ومن الله توفیق...

هوالاخر

 

 

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :