تبلیغات
انتفاضه اقتصادی - نقش جهاد اقتصادی در صدور انقلاب اسلامی

انتفاضه اقتصادی

"ما با اسرائیل وارد جنگ می شویم؛ هر کس با ماست، بسم الله. هر کس با ما نیست، خداحافظ! "

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بدون شك،اگر فضای فكری حاكم بر دنیا،مجال آزاد اندیشی را به انسان ها می داد و آیین ها و مكاتب مختلف به راحتی،فرصت ظهور و بروز می یافتند،قطعا اسلام به صورتی اعجاب انگیز،تمام مكاتب ناقص و پوچ بشری را به زانو در می آورد و فاتح جهان می شد:

هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ

33توبه

او كسى است كه پیامبرش را با هدایت و دین درست فرستاد تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند هر چند مشركان خوش نداشته باشند.

اما از آنجا كه صاحبان دستگاه های عظیم تبلیغاتی دنیا، اصلا به سودشان نیست كه اسلام ناب عالم گیر شود، تمام توان خود را در جهت نابودی دین و پنهان كردن چهره حقیقی آن به كار می گیرند.

چون اسلام بندگی غیر خدا را بر نمی تابد، مسلمانان را حزب خدا می خواند و به آنان می آموزد كه در برابر دشمنان و ملل خارجی شخصیت و استقلال خود را حفظ كنند و از اظهار ضعف و زبونی در برابر دشمنان بپرهیزند،پس دشمنی بزرگ و آشتی ناپذیر برای استكبار جهانی محسوب می شود.

مستكبران عالم  هم كه می دانستنند،از سویی اسلام ناب در تعارض كامل با  خودكامگی ها،قدرت طلبی ها و حرص و آز دنیوی آنان قرار دارد و از سوی دیگر،نابود ساختن دینی كه چند قرن در اعماق روان ملت ها ریشه دوانیده است،كار آسانی نیست،بهترین تدبیر را در آن دیدند كه ظواهر و تشریفات چشم گیرو پرسرو صدای اسلام را حفظ كنند ولی جنبه های انقلابی دین و تعالیمی را كه موجودیت واقعی دین وابسته به آن هاست و جامعه اسلامی را بر سر راه تجاوزات آن ها قرار می دهد،از دین بگیرند و دین را به موجودی بی تاثیر و مهمل و بی اعتنا نسبت به  خود در آورند.

این كار در حقیقت همان هدف نهایی آن ها یعنی نابود ساختن دین بود با این تفاوت كه اولا احساسات دینی افراد را ارضا می ساخت و مانع شوریدن آن ها بر استعمارگران می شد و ثانیا ظواهر دینی و تشریفات میان تهی و پر سرو صدای دین می توانست جلوی نفوذ سیاست های  دیگری را كه به طور علنی نابودی مذهب را سرلوحه خویش قرار داده بودند و ممكن بود احساسات دینی مردم را علیه اشان تحریك كنند،بگیرد.(اقتباسی ازیادداشت مقام معظم رهبری در مقدمه ترجمه كتاب "آینده،درقلمرو اسلام"تالیف سید قطب)

در این میان تكلیف شرعی ما مسلمانان با توجه به  فریضه امر به معروف و نهی از منكر و وظیفه انسانی ملت های مسلمان در قبال بشریتی كه در زیر چرخ دنده های تكنولو‍‍ژی،انسانیت خود را از دست  می دهند،این است كه به تشنگان حقیقت،جرعه ای از جام زلال و ناب دین بنوشانیم و مسیر سعادت حقیقی انسان را به ایشان معرفی كنیم.

مقام معظم رهبری:

اگر صدور انقلاب به معناى صدور فرهنگ قرآنى و انسان‏ساز اسلام است، این درست است و به آن نیز افتخار مى‏كنیم. ما وظیفه‏ى خود مى‏دانیم كه با صداى بلند و توان بالا، مفاهیم و ارزشها و احكام و معارف اسلامى را كه مایه‏ى نجات ملتها و مستضعفان و مظلومان است، اشاعه دهیم. ما احساس مى‏كنیم كه اگر به این تكلیف عمل نكنیم، مقصریم.

سخنرانى در مراسم بیعت میهمانان خارجى شركت كننده

در مراسم چهلمین روز ارتحال رهبر كبیر انقلاب اسلامى ‏

22/4/1368

شكرخدا، ما برای انجام این رسالت مهم،الگوی ارزنده ای همچون نهضت حسینی را در خزانه داریم.نهضتی كه چگونگی  انجام تكلیف را به ما می آموزد؛

امام خمینی ره:

سید الشهدا و اصحاب او و اهل بیت او آموختند تکلیف را: فداکاری در میدان، تبلیغ در خارج میدان

صحیفه امام، ج 17، ص 53

الف:تبلیغ در خارج میدان:

در خصوص نقش و اهمیت تبلیغ در خارج میدان برای صدور انقلاب اسلامی، به  بیان فرازی از وصصیت نامه امام خمینی ره اكتفا می كنیم:

مسئله تبلیغ تنها به عهده وزارت ارشاد نیست،بلكه وظیفه همه دانشمندان و گویندگان و نویسندگان و هنرمندان است.باید وزارت خارجه كوشش كند تا سفارتخانه ها نشریات تبلیغی داشته باشند  و چهره نورانی اسلام رابرای جهانیان روشن نمایند؛كه اگر این چهره با آن جمال جمیل كه قرآن و سنت در همه ابعاد به آن دعوت كرده از زیر نقاب مخالفان اسلام و كج فهمی های دوستان خودنمایی نماید،اسلام جهانگیر خواهد شد و پرچم پرافتخار آن در همه جا به اهتزاز درخواهد آمد.چه مصیبت بار و غمگین است كه مسلمانان متاعی دارند كه از صدر تا ذیل عالم تا نهایت آن نظیر ندارد،نتوانسته اند این گوهر گران بها را كه هر انسانی به فطرت آزاد خود طالب آن است عرضه كنند؛بلكه خود نیز از آن غافل و به آن جاهلند و گاهی از آن فراری اند!

ب:فداكار در میدان؛

اگر ما در مسیر به ثمر رسیدن اهداف انقلاب جدیت و مجاهدت به خرج بدهیم،ماحصل تلاش های مان جاذبه های حقیقی برای ملت های دنیا خواهد داشت و به صدور انقلاب منجر می شود.

مقام معظم رهبری:

انقلاب چیزى نیست كه كسى آن را صادر كند. انقلاب كالا نیست كه بشود صادرش كرد. انقلاب، محموله نیست كه بتوان آن را به جاى دیگرى برد و یا به كشور دیگرى صادر كرد. انقلاب، اگر درست و منطقى باشد و اگر براى ملتها جاذب باشد، خودش صادر مى‏شود؛ بدون این‏كه كسى بخواهد آن را صادر كند. ما انقلاب را صادر نكردیم. انقلاب، با جاذبه‏هاى خودش صادر شده است.

بیانات مقام معظم رهبرى در خطبه‏هاى نماز عید سعید فطر

4/1/1372

یكی از عواملی هم كه می تواند در راستای جذابیت انقلاب اسلامی، گام مهمی تلقی شود،پیشرفت اقتصادی و رفاه وآبادنی مادی است.

مقام معظم رهبری:

ملتى كه با ایمان صادقانه و صحیح اسلامى حركت كند، از عزت و راحتى و رفاه مادّى برخوردار خواهد شد و دیگر كسى نمى‏تواند چیزى را بر او تحمیل كند. ما به‏فضل پروردگار و در سایه‏ى ایمان عمیق ملتمان خواهیم توانست در این قطعه از عالم، جامعه‏یى آباد و آزاد و مرفه و راحت به وجود آوریم كه مشاهده‏ى آن براى ملتها درس باشد و منجر به صدور فكر انقلاب شود.

سخنرانى در مراسم بیعت اقشار مختلف مردم

14/4/1368

شاید بتوان گفت كه یكی از عواملی كه موجب می شود تا  تلاش اقتصادی،با معرفی چهره دین، نقش ارزنده ای در صدور انقلاب داشته باشد،آن جریان تاریخی در غرب است كه به معارض انگاشته شدن دین و دنیا انجامید.آنچه در ادامه می آید برگرفته و دریافتی از كتاب آینده در قلمرو اسلام،نوشته سید قطب است:

چه عواملی موجب بركناری دین از زندگی و جدایی این دو از هم شد؟

به نظر ما گناه این گمراهی بزرگ بر دوش اروپاست،آنجا كه بنی اسرائیل در برابر آیین مسیحیت كه در حقیقت برای اكمال آیین یهود بود،سر تسلیم فرود نیاوردند و حتی كمر به قتل  حضرت عیسی علیه السلام بستند.این حادثه كه به ایجاد كینه و دشمنی میان یهودیان و مسیحیان منتهی گشت،سبب شد مسیحیان تورات را از انجیل جدا كنند.توراتی كه به منزله برنامه عمومی برای همه بنی اسرائیل،حتی آن ها كه به مسیحیت گرویده بودند،به شمار می آمد

در نتیجه انجیلی كه محروم از برنامه های عمومی بود،انجیلی كه آیات آن با داستان های زندگی حضرت مسیح در هم آمیخته بود،انجیلی كه بنا بر آنچه مورخان گفته اند،حدود 40-60سال پس از حضرت مسیح علیه السلام،جمع آوری شد،نتوانست تصویری كامل از خدا،جهان هستی و موقعیت انسان در آن ارائه دهد و هدف آفرینش او را تبیین كند.

ورود عناصر فكری بت پرستی روم و فلسفه یونان به ساحت عقاید مسیحیت،هم راستا با اغراض سیاسی حكام روم،همه و همه عواملی بودند كه ضربات سنگینی بر پیكره  بنیان های نظری آیین مسیح وارد آوردند.

علاوه بر این انحصار حق فهم و تفسیر كتاب مقدس به كلیسا و تحریم آن برای مردمان خارج از كلیسا ضربه كاری دیگری بود كه بر پیكر عقاید مسیحیت وارد آورد.به دنبال این حكم كشیشان معما ها و مطالبی را كه برای عقل انسانی غیرقابل قبول بود در اعتقادات مذهبی داخل كردند.

بنا به تعبیر سید ابوالحسن ندوی در كتاب"ماذاخسرالعالم بانحطاط المسلمین" {بزرگترین اشتباه رجال دینی اروپا و مهم ترین  خیانتی كه نسبت به خود و دین خود مرتكب شدند این بود كه معلوماتی را كه زاییده فكار بشر بود و از مطالب مسلم آن عصر در تاریخ و جغرافیا و علوم طبیعی به شمار می رفت در كتب دینی خود داخل كردند.شاید انگیزه آنان در این كار خدمت به دین بوده و كشیشان می خواسته اند مسیحیت را در نظرها ارجمند جلوه دهند ولی به نظر ما این عمل بزرگترین  خیانتی بود كه  نسبت به دین و حتی نسبت به  خود آنان انجام گرفت.همین خطای بزرگ بود كه آتش جنگ میان دین و علم  را بر افروخت،جنگی كه با شكست دین-این دین آمیخته به ادراكات بشری،دینی كه حق و باطل و سره و ناسره در آن ممزوج و مشتبه است-خاتمه یافت و رجال دینی را آنچنان از پا در افكند كه هنوز پس ازآن نتوانسته اند كمر راست كنند و از همه ناگوار تر آن كه اروپا را به بی دینی و دوری از مذهب سوق داد.}

در میدان عمل هم كارنامه ناموفق كلیسا و كشیشان  موجب شد كه مردم اروپا دل خوشی از مراكز و رجال دینی نداشته باشند.

تجویز رهبانیت برای درمان اشرافی گری قدرتمندان،اقدام ناصوابی بود كه بیش از پیش جامعه مسیحی را مجروح كرد.رهبانیتی كه اساس آن بر سركوب نیازهای طبیعی بشر بنا نهاده شده بود،نه تنها قدرتمندان كه كه كشیشان را نیز نتوانست در برابر آسیب های اجتماعی بیمه كند.درابر آمریكایی در كتاب دین و علم در این باره می گوید:

رهبانیت این روش منفی،با سرشت انسانی مبارزه می كرد.در این مبارزه ابتدا فطرت منكوب و مقهور شده و دین با تسلط و قدرت معنوی خود بر تمایلات فطری غالب آمد،ولی طولی نكشید كه ورق برگشت.یعنی خواهش های فطری بر آن پدیده غیر اصیل  پیروز شد.مردمی كه زمانی به فرمان كلیسا گردن نهاده بودند و رهبانیت را پیشه ساخته بودند،دوباره به سوی مادیت و فساد بازگشتند.انحراف و فساد اخلاق به كلیسا ها و مراكز دینی نیز راه یافت.كم كم این مراكز مقدس(!)در ردیف سایر مراكز فساد و گاهی از آن ها افراطی تر شد.

مسئله دیگری كه در كارنامه ناموفق كلیسا و كشیشان به چشم می خورد،ورود آن ها به میدان مبارزه ای شدید و طولانی با حاكمان-نه به خاطر اخلاق و دین كه برای تصاحب حكومت و قدرت –بود.كلیسا در همان حال كه با دستگاه های حكومتی مبارزه می كرد،وضعی مشابه همان امپراتوران دیكتاتور برای خود به وجود آورده بود،مستبدانه بر مردم حكومت می كرد  و با تحمیل مالیات های سنگین ،آنان را استثمار می نمود.

حكام و مقامات دولتی هم برای پیروزی در این مبارزه  تصمیم گرفتند كه رجال دینی را مفتضح كنند و خشم عمومی را علیه آنان بر انگیزند.پس پلیدی ها و فسادهای آن ها را كه همواره در زیر ظاهر آرام و لباس موقر روحانی ودر ورای مراسم خشك كلیسا پوشیده و پنهان بود،افشا كردند.

اما شاید بدترین نمره ای كه در كارنامه كلیسا وجود دارد مربوط به بخشی است كه "سازمان ننگین تفتیش عقاید"یعنی انگیزاسیون را تشكیل دادند.

این سازمان جاسوس های خود را در سرتاسر شهرها منتشر می كرد و مردم را تحت كنترل شدید قرار میداد،عقاید و افكار آنان را دقیقا بررسی می كرد و هركس را كه مخالف كلیسا تشخیص می داد،نابود می ساخت.

عده كسانی كه به وسیله  این سازمان  مجازات شدند  بالغ بر 300هزار نفر دانسته اند.از این عده  32هزار نفر را زنده زنده در آتش سوزاندند.

درنتیجه خاطره مسیحیتی كه هم از اولین قدم تعلیماتش به بدترین وضعی تغییر شكل داد و خصوصیات آسمانی  و اصول و مبادی آن مورد دستبرد و تحریف واقع شد و هم رجال دینی غیر دینی متولی آن شدند،باعث شد كه مردم  ابتدا  در اروپا و سپس در همه جهان از هرچه دین و هرچه رجال دینی است متنفر و بیزار گردند.غافل از آن كه نمی توان دین را موضوعی بی اهمیت و كوچك انگاشت و آن را به آسانی پشت سر انداخت.

آری همین عوامل بود كه این جدایی و این فاصله را میان دین و زندگی ایجاد كردو می بینیم كه نه تنها اروپا بلكه تمام بشر آثار شوم و نكبتبار آن را تحمل می كنند.

بنابراین رشد و پیشرفت كشورما در رفاه و آبادانی مادی-البته در چهارچوب ارزش های اسلامی-می تواند در عمل فرضیه تعارض دین و دنیا را باطل كند و سهم بزرگی در مسیر صدور انقلاب داشته باشد.

با توجه به مفاهیمی كه در عبارت جهاد اقتصادی نهفته است كه عبارتند از؛

-تلاش و كوششی كه در مقابل دشمن صورت گیرد

-پیشرو و ایجابی است .جهاد با دفاع كه انفعالی و واكنشی است متفاوت است

-از ادبیات اسلامی برخاسته است،پس باید درون مایه ای الهی داشته باشد

آنگاه مورد پسند و علاقه الهی است كه وحدت بخش باشد؛

إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنیَانٌ مَّرْصُوصٌ

در حقیقت‏خدا دوست دارد كسانى را كه در راه او صف در صف چنانكه گویى بنایى ریخته شده از سرب‏اند جهاد مى‏كنند

می شود نتیجه گرفت كه جهاد اقتصادی یك مبارزه دسته جمعی خستگی ناپذیر،ایجابی و خداجویانه است كه در عمران و آبادانی مادی متجلی می شود و گامی موثر در مسیر صدور انقلاب اسلامی به حساب می آید.

نظرات() 
crystlealtwies.hatenablog.com
سه شنبه 10 مرداد 1396 08:29 ق.ظ
A person necessarily lend a hand to make significantly articles I'd state.
This is the very first time I frequented your website page
and so far? I surprised with the analysis you made to make this particular submit incredible.
Excellent process!
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 05:11 ق.ظ
I every time spent my half an hour to read this weblog's posts all
the time along with a mug of coffee.
manicure
سه شنبه 15 فروردین 1396 07:06 ق.ظ
Write more, thats all I have to say. Literally, it seems as though you
relied on the video to make your point. You definitely know what youre talking about, why throw away your intelligence on just posting
videos to your blog when you could be giving us something informative to read?
زینب
پنجشنبه 26 مرداد 1391 12:46 ب.ظ
سلام ممنون از وبلاگ ارزشمند شما و زحماتتان
به وبلاگ من هم سربزنیدمنتظرتان هستم
اگر دوست داشتید لینکم کنید
http://shemrezaman.blogfa.com/
http://khafandarkhafan.blogfa.com/
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :